تبليغاتX
مردمنگار
مردمنگار
مقالات و یادداشتهایی در حوزه فرهنگ و بعضی وقت ها هم دلنوشته  
قالب وبلاگ
لینک دوستان

بعضی آدم ها و اسطوره ها فقط از دور بزرگند .نه ؟!!

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:29 ] [ سید محمد الحسینی ]
هر جا که اجتماعی از انسان های مشتاق یادگیری یافت شود، لاجرم پر است از استـــاد؛ از اوستای بنا و نجار گرفته تا اساتید پی اچ دی در دانشگاه ها، هر کسی استاد کسانی پایین تر از خود:

در اجتماع ما، دیپلمه ها استاد دیپلم نگرفته ها هستند،
لیسانسه ها استاد دیپلمه ها هستند،
فوق لیسانسه ها استاد دانشجوهای دوره ی لیسانس،
و دکترها استاد همه.

داستان استاد بودن تا این جا -ظاهر ماجرا- فقط مربوط می شود به مدرک. یعنی مدرک دانشگاهی است که مشخص می کند چه کسی باید استاد باشد و چه کسی شاگرد. اما دامنه ی این معیار را که گسترش دهی، نیک می فهمی که استاد بودن به شاگرد داشتن نیست.

فرقی نمی کند استاد چه چیزی باشی؛ فیزیک، شیمی، ریاضی، آشپزی، قلاب بافی، اخلاق، بنایی، کلاهبرداری، خالی بندی، دزدی (حالا هر چی می خواهی بدزدی)، زمین شناسی، هواشناسی، خداشناسی، تشخیص هویت یا گور کنی و مرده شویی و حتی پول شویی، فقط باید محشر باشی نه این که مشهور باشی.

اگر دیدی زنگ خور موبایلت زیاد شده است یا مرتبا برای سخنرانی های این آبادی و آن آبادی دعوت می شوی یا مدام سرت شلوغ است و رد تماس می کنی یا درآمد ماهیانه ات چندمیلیونی شده است و هر کس هر سؤالی دارد از تو می پرسد، فکر نکن استاد شده ای و باید روز معلم را با گل و احترام به تو تبریک گفت.

دانش، کم و زیادش تفاوتی ندارد، هر دو هراس برانگیز است یعنی هر کدام را داشته باشی هنوز چیزی کم داری.
و همه انسانیم، موجودی محصور در محدودیت، پس توقع نمی رود کسی پیدا شود که همه چیزدان باشد و به تمام سؤالات پاسخ صحیح دهد. از این رو، هیچ شاگردی از استادش نهایت دانش را نمی خواهد اما همیشه ی خدا می خواهد که استادش اخــــلاقی نیکــــو را در رفتارش بروز دهد زیرا که او استاد است. استاد، یک واژه نیست بلکه یک مفهوم گسترده و عمیق روحانی ست که در شخصی متجلی می شود.

بر همین مبنا:
استاد کسی است که اگر دنبالش رفتی، از چاله در نیایی و بیفتی ته چاه.
استاد کسی است که هر هفت روز هفته استاد باشد و نرسد روزی که با رفتار و کردارش در جهت سوء، شاگردش را متعجب کند.
استاد کسی است که دست شاگرد را بگیرد و بلندش کند -که البته بلندی به اخلاق است و سپس به علم- نه این که اگر شاگردی آمد و التماسش کرد هم حاضر نشود از او دستگیری کند و حتی دلجویی.
استاد کسی است که سر وقت حاضر شدن در کلاس درس برایش مساوی نباشد با بی کلاسی. و...
استاد کسی است که اگر تو به عنوان ناشناس پایت را بگذاری در جمع شاگردانش، جز خوبی از او نشنوی.
استاد کسی است که در صحبت هایش بیشتر از کلمه ی "شما" استفاده کند و کمتر از کلمه ی "من". و از آن مهم تر در تفکراتش نیز.
استاد کسی است که مردانه پای منافع شاگردش بایستد نه این که تمام ماه کار شاگردش را پشت گوش اندازد آن هم فقط به این جهت که مشغول پر کردن حساب بانکی اش است و بعد هم به شاگرد بگوید من که مثل تو بیکار نیستم.
استاد کسی است که استاد بودنش برایش عادت نشود.
استاد کسی است که ابعاد تخته سیاه را حفظ نکند تا بخواهد به همان اندازه مطلب برای گفتن و نوشتن آماده کند.
استاد کسی است که هر بار گچ دستش می گیرد فکر کند این بار اول است که آموزش می دهد و امتحانی ست بزرگ برای استاد بودن و استاد ماندنش.
استاد کسی است که چیزی بیش از یک مشت تئوری تجربه نشده را به شاگردش بیاموزد.
استاد کسی است که از عمل نکردن ابا داشته باشد نه این که انسان بودنش را حربه ای قرار دهد برای فرار از عمل کردن به تئوری ها.
استاد کسی نیست که برای خودش کسی باشد بلکه استاد کسی است که به شاگردش کس بودن را بیاموزد.

استاد کسی است که بداند و بفهمد و بفهماند که شاگردش تنها باید عشق بیاموزد، حالا شاگرد هر درسی که می خواهد باشد: فیزیک، تغذیه، نجوم، یا باغبانی ...

عشق، عشق و باز هم عشق برای تمام فصول.

با این حساب هر که استاد است روزش فرخنده و عمرش دراز باد.

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:0 ] [ سید محمد الحسینی ]
چکیده ای را که مطالعه می فرمایید حاصل انجام پروژه تحقیقاتی بنده است که به سفارش اداره کل آموزش و پرورش استان مرکزی و با راهنمایی های استاد ارجمند جناب آقای دکتر علیرضا فقیهی صورت گرفت . خوشبختانه این مقاله در چهارمین همایش ملی آموزش که اواخر اردیبهشت در دانشگاه شهید رجایی صورت می پذیرد جزء یکی از برگزیده هاست و توسط اینجانب ارائه خواهد شد .


ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:23 ] [ سید محمد الحسینی ]
پسـرم!

گروهـی هستنـد که اگـر احترامشـان کنـی تـو را نـادان می داننـد ؛
و اگـر بی محليشـان کنـی از گـزندشان بی امانـی.. پس در احتـرام ، انـدازه نگهـدار.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید .
 

 


ادامه مطلب
[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:18 ] [ سید محمد الحسینی ]

عشق من پاییز آمد مثل پار*باز هم ما بازماندیم از بهار*احتراق لاله را دیدیم ما*گل دمید و خون نجوشیدیم ما*باید از فقدان گل خونجوش بود*در فراق یاس مشكی‌پوش بود*یاس بوی مهربانی می‌دهد*عطر دوران جوانی می‌دهد*یاس‌ها یادآور پروانه‌اند*یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند*یاس در هر جا نوید آشتی‌ست *یاس دامان سپید آشتی‌ست*در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس*بر لبان ما كه می‌خندید؟ یاس*یاس یك شب را گل ایوان ماست*یاس تنها یك سحر مهمان ماست*بعد روی صبح پرپر می‌شود*راهی شب‌های دیگر می‌شود*یاس مثل عطر پاك نیت است*یاس استنشاق معصومیت است*یاس را آیینه‌ها رو كرده‌اند*یاس را پیغمبران بو كرده‌اند*یاس بوی حوض كوثر می‌دهد*عطر اخلاق پیمبر می‌دهد*حضرت زهرا دلش از یاس بود*دانه‌های اشكش از الماس بود*داغ عطر یاس زهرا زیر ماه*می‌چكانید اشك حیدر را به راه*عشق معصوم علی یاس است و بس*چشم او یك چشمه الماس است و بس*اشك می‌ریزد علی مانند رود*بر تن زهرا گل یاس كبود*گریه آری گریه چون ابر چمن*بر كبود یاس و سرخ نسترن*گریه كن حیدر كه مقصد مشكل است*این جدایی از محمد مشكل است*گریه كن زیرا كه دخت آفتاب*بی‌خبر باید بخوابد در تراب*این دل یاس است و روح یاسمین*این امانت را امین باش ای زمین*نیمه‌شب دزدانه باید در مغاك *ریخت بر روی گل خورشید خاك*یاس خوشبوی محمد داغ دید*صد فدك زخم از گل این باغ دید*مدفن این ناله غیر از چاه نیست*جز دو كس از قبر او آگاه نیست*گریه كن در زیر تابوت روان*گریه كن بر نسترن‌های جوان*گریه كن زیرا كه گل‌ها دیده‌اند*یاس‌های مهربان كوچیده‌اند*گریه كن زیرا كه شبنم فانی است*هر گلی در معرض ویرانی است*ما سر خود را اسیری می‌بریم*ما جوانی را به پیری می‌بریم*زیر گورستانی از برگ رزان*من بهاری مرده دارم ای خزان*زخم آن گل در تن من چاك شد *آن بهار مرده در من خاك شد*ای بهار گریه‌ بار نا امید*ای گل مأیوس من یاس سپید

[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 12:54 ] [ سید محمد الحسینی ]
نوروز" و "مهرگان" دو جشن بزرگ نزد آرياييان بود و در عهد ساسانيان، نوروز يعني روز اول سال ايراني و نخستين روز از فروردين ماه.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 12:13 ] [ سید محمد الحسینی ]

«جهانی شدن و نظریه­های توسعه» عنوان سخنرانی دکتر محمد جواد زاهدی بود که در تاریخ سی خرداد ماه سال جاری، در نشست گروه علمی- تخصصی مطالعات توسعه انجمن جامعه‌شناسی ایراد شد. متن کامل سخنرانی این نشست را در ادامه می‌خوانید.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 16:9 ] [ سید محمد الحسینی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سيد محمد الحسيني
پژوهشگرمدرس و علاقمند به مطالعات فرهنگی و اجتماعی
امکانات وب

مردمنگار

تماس با ما



در اين وبلاگ
در كل اينترنت