تصور حاكم در مجامع ديني اين است كه علوماجتماعي، دانشي غربي و در نتيجه ملحد و ضد دين است. عدهاي از تحصيلكردگان رشتههاي مختلف علوماجتماعي نيز به وجود رابطه ميان علوم شرعي و اجتماعي اعتقادي ندارند؛ از اين رو دو گروه در جدايي و بيخبري نسبتاً مطلقي از يكديگر به سر ميبرند و حتي گاه تلاشهاي يكديگر را خنثي ميسازند. ولي نگاهي گذرا به سير تكامل علوم در اسلام نشان ميدهد كه بسياري از ظرفيتهاي موجود در تمدن اسلامي به كارگرفته نشده و برعكس در بعضي زمينهها تا حد افراط تلاش علمي صورت گرفتهاست.
از سوي ديگر امكان تفكيك علوماجتماعي به عنوان يك علم و جامعه شناسان، روانشناسان، اقتصاددانان و…كه به عنوان متخصصان در شاخههاي مختلف علوماجتماعي نظريهپردازي ميكنند، وجوددارد، يعني با ايجاد تفكيك ميان علوماجتماعي به عنوان يك علم با روشهاي خاص خود و جامعه شناسان و … به عنوان افرادي با اميال و گرايشهاي فردي و حتي گروهي، ميتوان با بهرهگيري از متدلوژي (روششناسي) خاصي، از علوماجتماعي بهره برد و از سوي ديگر با تزريق مفاهيم و اصول روشمند علومشرعي به ساحت علوماجتماعي، زمينه ايجاد پيوند اين دانش با ارزشهاي ديني را فراهم كرد.

به نقل از سايت انسان شناسي با دخل و تصرف
چکیده:
1. پیش از پرداختن به جستار تطبیقی کتاب های درسی، برای طرح
مسأله، مقدمهی نسبتاً مفصلی در نقش کتب درسی در تکوین و تنفیذ انواع هویت
های جنسیتی ارائه داده ایم تا اذهان خوانندگان را نسبت به موضوع روشن کرده
باشیم.
2. با توجه به این که در مقاله اصطلاحات جدید یا
غیرمتعارفی به کار بردهایم به بهانهی "کلید واژهها" توضیحات تفصیلی
دربارهی واژگان را افزودهایم تا از سوء تفاهم احتمالی پرهیز کنیم.
3. پس از اشاره به مفهوم "جنسیت" (gender) روش بررسی ارائه شده است.
4. کتابهای مورد جستار تطبیقی یکایک معرفی و یافته های مورد نظر درج شده اند.
5. در پایان، بنا به روال معمول، به نتیجهگیری کوتاه و پیشنهادهای معدودی بسنده کردهایم.
ادامه مطلب

