دانلود کتاب جامعه شناسی

سلام در این پست کتاب مبانی جامعه شناسی ترجمه استاد بزرگوار اقای دکتر حامد بخشی رو قرار می دهم خواندنش رو به همه ی علاقمندان به جامعه شناسی توصیه می کنم .

جلد کتاب

فصل اول

فصل دوم

فصل سوم

فصل چهارم

فصل پنجم

هشتاد و هشتی ها

سلام به دوستان عزیز امروز در مورد مسئله ای می خواهم بنویسم که شاید حدود دو ماه مثل خوره ای ذهنم را می خورد کاش می توانستم کمی بی خیال باشم یا اینقدر تابع احساساتم نباشم ولی نمی شود اگر از منظر قانونی بهش نگاه کنم خیلی راحت می توانم بگویم به من چه مربوط ؟!!! ما در دانشگاه فرهنگیان فقط مسئولیت آموزش داریم  ، اشتغال به ما مربوط نیست اما چطور آقایان این مساله ی تاسیس دانشگاه فرهنگیان را با دانشگاه علوم پزشکی مقایسه می کنند ومی فرمایند همان گونه که دانشگاه علوم پزشکی پزشک متعهد و دلسوز تربیت می کند ما هم معلم متعهد و دلسوز تربیت می کنم ، ؛ ببینم  چطور شما مسئول بودید مراکز سال 88 را از انحلال مصون نگاه دارید ؟ با چه قیمتی ، این مساله خیلی بی ریخته ، به قیمت سرکار گذاشتن یک عده جوان که الان هم بینشون تفرقه افتاده و نصف شده اند – که البته دیگه حتما صداشون هم به جایی نمی رسه اینقدر کمم هستند که میشه از رای شون هم به نماینده ها صرف نظر کرد -نکنه مسئول کارهای قبلیا نبودید که این مساله  از تعریف عدالت - کلمه مد روز برخی اقایون - هم  به دوره ؛ دانشگاه علوم پزشکی اینقدر در مساله بهداشت و درمان نفوذ دارد که حتی روسای بیمارستان ها و ارتقای علمی تمام کسانی که به نحوی با درمان سروکاردارند را سرو سامان می دهند تا به حال دیده اید وزیر بهداشت آگهی استخدام دهد در حالیکه دانشگاهشان پر از دانشجو باشد !!!!!!! آقایان خواهشا کمتر مردم را ... فرض کنید با عوض کردن اسم مراکز و این حرفا اگر کمی به فکر بچه های خومان که زیر سایه تصمیمات ملوکانه تربیت می شوند فکر می کردید از خیابان معلم استخدام نمی کردید تا جوانان متخصص و تحصیل کرده این مرزو بوم در حسرت انجام وظیفه شیرین معلمی حسرت بخورند و هزار جور فکر کنند  . این مساله از چند هزار میلیارد فراتره ؟! اینها بچه های این مرزوبوم نیستند ؟!  برای نماینده ها نفع ندارند ؟! توش پول نیست ؟! قدرت نیست ؟! از تعریف عدالت مبرا هستند ؟! به خدا قسم استفاده ابزاری از این بچه ها عاقبت خوشی ندارد و آه اکثر آن ها گیرا است . اینها امده اند 2سال وقت صرف کرده اند درس خوانده اند . دسهایی که هیچ جا مثلشان نیست . روش تدریس ، کارورزی یک ترم رفتند مدرسه انگیزه پیدا کردند ، علم پیدا کردند ولی به محض فرارسیدن فصل برداشت محصول می خواهند آنها را له کنند . نمی دونم چقدر این مساله دغدغه ی آقای وزیر ، رییس دانشگاه فرهنگیان آقای دکتر محبی نیا و اقای اسدی گرما رودی هست ؟ ولی خدا کنه باشه . فالله خیر حاکم   این مطلب رو با ناراحتی و پس از مرور مطالب برخی دانشجویان در فضای اینترنتی و دغده هایشان نوشتم و کار دیگه ای از دستم بر نمی اید  حیف نیست انرژی این بچه ها صرف چه چیزهایی می شود ؟ غیر از این مطلب فقط دعا ازدستم برمی اید . خدایا تو شاهدی و یاور مظلومان ؛  به دانش آموزان و جوانان ما رحم کن و عاقبتشان را ختم به خیر فرما . خدایا به اقایان بفهمان که کار این جوانان هم به قدر اجرای سند تحول و نظام 6-3-3 مهم و ضروری است هرچند کمتر برای اقایان بهره مندی سیاسی دارد اما مایه ی رضایت توست !  خدایا لبخند و انرژی را به باطن و روح لطیف و پاک  آنان برگردان ! به قول مرحوم استادم خدایا به متعصبان ما هم قدری فهم عنایت کن ! از هر کس چه مربوط به این قضیه چه نامربوط تقاضا می کنم جهت حل قضیه این بچه های مظلوم یک حمد قرائت نمایند . نه ازون حمداها !!!!!! از این حمدا  !!!!!

به نقل از خود خود ابن محمود : فوتبالی که پاک است از محاسبه چه باک است

فوتبال‌ ما پاک‌ترین فوتبال جهان است. به طوری که از پشت آن همه چیز را می‌توان به‌وضوح مشاهده کرد:

1) مدیران ما همه این‌کاره‌اند و به دلیل وارستگی بیش از حد، معمولاً بیشتر از دو سال در پست‌شان قرار نمی‌گیرند. این یکی می‌آید خدمت می‌کند، و بلافاصله جایش را می‌دهد به آن یکی! همه در خدمت از یکدیگر سبقت می‌گیرند. دو شغله بودن آنها، بخاطر عشق آنها به خدمت است. در سفرهای خارج آنها، نورچشمی‌ها را راهی نیست. زیردستان خود را شغل بر اساس لیاقت می‌فرمایند. حرف‌ آنها مثل تنبان‌شان است که دوتا نمی‌شود. از کسی سفارش نمی‌پذیرند و به کسی سفارش نمی‌کنند.

2) مربیان ما همه تحصیل‌کرده و دانش آموخته و خاک‌خورده‌اند. فرگوسن و مورینیو باید بیایند اینجا پیش سلاطین و امپراتورها و شهریاران ما آموزش ببینند. معمولاً مصاحبه مربیان قبل و بعد از مسابقات خودش یک نوع کلاس اخلاق است. یکی از بزرگان (یحتمل لقمان حکیم) نقل می‌فرمود آن مقدار درس اخلاق که من از مربیان ایرانی آموخته‌ام، پای هیچ منبری نیاموخته‌ام. اگر تیمی را به هر دلیلی قهرمان کنند، از دستمزد خود صرف نظر می‌کنند و به نرخ تورم هیچ توجهی ندارند. خواهر و مادر بازیکنان از دست و دهان آنان در امان است. و فک و چانه خبرنگاران از مشت و لگد آنها، بی نصیب! اگر شکست بخورند، مسئولیت آن را به گردن می گیرند و اگر ببرند، آن را محصول دعای خیر مردم می‌دانند.

3) بازیکنان ما با کمترین دستمزد، بیشترین بازدهی را دارند و مصداق بارز همت مضاعف به شمار می‌روند. عمراً اگر به حاشیه فکر کنند. سرشان را می‌اندازند پایین و کاری ندارند که فلانی چه‌کار می‌کند و بهمانی چه می‌گوید. در سفرهای خارجی معمولاً جایشان در نیایش‌گاههاست و مشغول طاعت و عبادتند. اگر باشگاه پول نداشته باشد، با رفقا پول روی هم می‌گذارند و به مدیر عامل باشگاه کمک می‌کنند. در زمین هم نماد بازی جوانمردانه هستند و لب‌شان یک‌دم از ذکر نمی‌آساید. به مدل مو و ماشین چنان بی‌توجهند، که جوان عزب به جنس مخالف!

4) تماشاگران فهیم ما تنها عیبی که دارند این است که فحش بلد نیستند بدهند. خاک از دیوار می‌ریزد، از این تماشاگران نمی‌ریزد. به خاطر همین، ورزشگاه‌های ما عین دانشگاه‌های ما از هر شور و هیجانی خالی است. اگر کسی از کنار یکی از استادیوم‌های ورزشی رد بشود، عمراً اگر بتواند تشخیص بدهد آنجا مسابقه برگزار می‌شود یا نه. بعد از مسابقه هم آدم خیال می‌کند تماشاگران دارند از نماز جمعه بر می‌گردند.

5) داوران معمولاً مظلوم‌ترین اقشار جامعه‌اند. شماره حساب‌شان به روی همه باز است و تلفن همراه‌شان پیوسته در دسترس. دایم نگرانند که مبادا حق و ناحق شود. خط آفساید در نظر آنان، پل صراط است و در اعلام پنالتی، جز به ثواب اخروی به چیزی نمی‌اندیشند. در عدالت‌گستری، دست رییس جمهور مردمی را از پشت بسته‌اند. کارت زرد و قرمز که می‌دهند، پشت‌بندش روی بازیکن خاطی را می‌بوسند. خلاصه، حسنی نگو، یه دسته گل!

6) ورزشی‌نویسان ما، ارزشی‌نویس‌اند. سرشان برود، قلم‌شان نمی‌رود. در کار نقل و انتقال بازیکن و مربی دخالتی ندارند و بابت اطلاع‌رسانی به ملت، با کسی معامله نمی‌کنند. تخیل در کار آنها جایی ندارد و همه گفتارهایی که از قول این و آن می‌نویسند، رونوشت برابر با اصل است. علاقه آنها به رنگ زرد بی حد و حصر است و تیترهایی که می‌زنند، از اغراق مبرّا. همه ورزش‌ها را به یک چشم می‌بینند و همه ورزشکاران را خواهر و بردار خود به‌شمار می‌آورند. برای سفر خارج، از ایمان خود خرج نمی‌کنند و خمس و زکات‌شان را به موقع می‌پردازند.

7) کل یوم صلوات برفستید!

نقد

امام صادق علیه السلام فرمودند عیب های برادران خود را بهم هدیه کنید . به واژه هدیه دقت کنید هدیه کنید نه به صورت هم پرتاب کنید این معنای دقیق نقد است نه هر توهینی که بعد هم بگیم طرف ظرفیت نقد نداره . موفق باشید