فهرست(پست ثابت)

فهرست مطالب وبلاگ در ادامه مطلب

ادامه نوشته

در ستایش اعتراض: "تماشاگران بی تفاوت " فرزاد حسنی

وقتی فرزاد حسنی شخصیت آن مرد مستاصل را در میان تشویق حضار و رقص نور و رنگ و دکورهای خوش خط و خال سلاخی می کند، با چه پدیده ای روبرو هستیم؟ این پرسش نه در جهت روشن شدن رفتارهای یک مجری عصبی بلکه ناظر به رفتار تعجب برانگیز و حامیانه تماشاچیانی است که در آن مکان حاضرند. در حقیقت این که خاصیت رسانه های جمعی باعث می گردد تا مجریانی همچون حسنی به ناگاه در طبقه ای متفاوت از پایگاه خانوادگی و تحصیلاتی خود پرتاب شوند و رفتارهای جنون آمیز از خود نشان دهند بیشتر نیازمند کنکاش روانشناسانه است, اما این که رفتارهای بیمارگونه یک مجری از سوی عده ای از تماشاگران حاضر مورد تشویق قرار بگیر نیازمند ورود جامعه شناسان است.  احتمالا اینکه "اکسیر" تلوزیون را مقصر تبدیل انسان ها به حیوانات مزرعه قصه حسنک جلوه داد که هر صبح چشم به راه دستان او برای سیرکردن مغزهایشان هستند نگاه بسیار بدبینانه ای درباره رسانه دانسته شود ! با این حال اتفاق برنامه اکسیر را از جنس شادی هیجان انگیز تماشاچیان سربریدن یک خبرنگار در سرزمین های تحت تسلط داعش دانست ، از جنس جمعیت عظیم نظاره گران یک مراسم اعدام صبح گاهی یا به اپیدمی فیلم برداری موبایلی از فاجعه به جای کمک در رفع آن تشبیه کرد ، محل بحث نیست. آنچه مایه نگرانی است این است که چرا تماشاچیان برنامه مضحک حسنی دکورها را نشکستند , چرا دست کم صحنه را ترک نکردند و چرا همه کسانی که آن آن برنامه را دیدند با پلیس تماس نگرفتند؟  عموما رویکر غالب جامعه شناسی استفاده از تئوری bystander effect به معنی" اثر تماشاگر "و یا "تماشاگر بی تفاوت" در برخورد با پدیده های این چنینی است.  در سال 1964 در یکی از محله های نیویورک زنی به نام کاترین در حال بازگشت از محل کار به آپارتمانش به مدت تقریبا سی دقیقه در خیابان محل زندگی خود مورد تجاوز ، سرقت و قتل قرار گرفت و در حالی که دوازده نفر شاهد ماجرا بودند نه تنها کمکی از سوی آنان صورت نگرفت بلکه هیچکس حاضر به تماس تلفنی به پلیس نیویورک نشد. در ایران نیز پدیده هایی مثل حادثه قتل میدان کاج یا قتل دختر جوان در پل عابر مدیریت در زمره همین رفتارهای جمعی طبقه بندی شده اند.  دلایل این رفتار مدت هاست که محل مناقشه کارشناسان علوم اجتماعی است؛ عده ای معتقدند احتمالا این امر به این خاطر رخ می‌دهد که با افزایش حضار، تفسیر ذهنی تک‌تک افراد مختل می‌شود و آنها حادثه را یک مشکل تلقی نمی‌کنند و میزان قبول مسئولیت آنها کمتر می‌شود، عده ای دیگر نیز این امر را ناشی از اثر کثرت و افزایش آسیب‌های اجتماعی در جامعه دانسته و معتقدند این امر باعث عدم واکنش مردم نسبت به مشکلات جامعه گردیده است. اما آنچه که این نوشتار به دنبال طرح آن است معرفی سرچشمه هایی برای بروز پدیده "تماشاگر بی تفاوت " است.  می توان ا دعا کرد "رقیق شدن مسئولیت اجتماعی " نه پدیده ای یک شبه بلکه فرآیندی است که ریشه های اجتماعی آن را می توان دست کم تا دوران کودکی فرد جست و جو کرد. به طور قطع کودکانی که جامعه پذیری آنان آمیخته به مسئولیت گریزی است بیشتر در معرض تبدیل به تماشاگران بی تفاوت هستند. اما از طرفی چه می توان کرد؟ فشار بیش از حد بر کودکان برای ایجاد حس نوع دوستی با ارجاع آنان بر مسائل روز بیشتر مضحک می نماید تا تاثیرگذار. به همین دلیل عده ای از کارشناسان آموزش براین باورند که تعلیم و تربیت مبتنی بر طبیعت دوستی و احترام به ارزش های زیست محیطی _ از آن دست که آقای وهاب زاده در ایران مشغول اجرای آن است_ اثرات قابل توجهی بر شکل گیری یک شخصیت پایه مسئولیت پذیر و خلاق در کودکان خواهد داشت. در حقیقت وقتی در مدارس طبیعت محور نوعی از جامعه پذیری رواج می یابد که قطع یک درخت و چیدن یک گل امری غیر اخلاقی تلقی می گردد مسلما لگدمال کردن شخصیت یک انسان آن چنان که حسنی انجامش داد عملی شنیع شمرده خواهد شد. به امید روزی که حتی با حیوانات نیز رفتارهای توهین آمیز از آن دست که حسنی انجام میدهد صورت گرفته نشود.

کار عملی spssشماره یک

بر اساس گروه بندی های انجام شده در کلاس پرسشنامه ها را در نر افزار پیاده کرده و برای 10 نفر تکمیل کنید

گروه اول 

گروه دوم 

گروه سوم

گروه چهارم

گروه پنجم

گروه ششم

گروه هفتم

گروه هشتم 

محتوای آموزشی spss

دانشجویان محترم که با من دوره spssرا میگذرانند می توانند محتوای این درس را در ادامه مطلب دانلود کنند .

ادامه نوشته

محدوده مطالعاتی انسان شناسی فرهنگی

دانشجویانی که با بنده این درس را میگذرانند  فصل چهارم و پنجم تا پایان صفحه 200 مطالعه فرمایند 

بخش اول جزوه spss

دانشجویانی که کارگاه spss با من دارند می توانند با وارد کردن گذر واژه جزوه را در ادامه مطلب دانلود کنند 

ادامه نوشته

گفتار

تلویزیون

چپ و راست

طرز صحیح خوابیدن را آموزش می‌دهد

بقول دکتر شریعتی

من عاشق آن آموزگارم

که طرز درست بیدار شدن را

به من بیاموزد!

سرعت گیر

رییس بلدیه تنها کاری که بلد است، تحمیل سرعت‌گیر به خیابان‌های شهر است و رییس نظمیه تنها عملش که نظم دارد، صدور قبض جریمه است. نه آن را از فحش و فضیحت خلق خجالتی و نه این را از بی نظمی شهر ملالتی. این یک را نه در حل و عقد ترافیک فرصتی و  آن یک را نه در اصلاح  پست و بلند شوارع همتی. ابن محمود در این معنی فرماید:

در حادثه گرچه سمبل تأخیر است
هنگام جریمه، افسر ما شیر است
کاری که درین دیار سرعت دارد
تحویل قبوض و نصب سرعت‌گیر است.

روشنفکران ایرانی,جامعه گریزی و فلسفه پژوهی

بر ذهنيت و رفتار شهروندان تاثير مي‌گذارد و باعث ايجاد رفتارهاي دوگانه و متضاد مي‌شود. از منظر فلسفه عمل‌گرايي (پراگماتيسم) اخلاق و اميد اجتماعي دو مفهوم كليدي دموكراسي هستند. بدين‌ترتيب آنچه دموكراسي را توسعه مي‌دهد فلسفه يا عقلانيت نيست بلكه نهادهاي دموكراتيك و ارزش‌ها و باورهاي دموكراتيك است. از اين رو مي‌توان گفت كه يكي از مهم‌ترين مشكلات جامعه روشنفكري ايران نيز سوءتفاهم در همين باب است. روشنفكران ايران بيش از آنچه لازم است به مباحث فلسفي و ...

کمی راحت

چند وقته خیلی دلگیرم برخلاف همیشه که پست جدیدم رو چند بار ویرایش می کردم این پست راهمینجوری دارم می نویسم . یک روحیه خسته از دست روزگار و اوضاع کسل کننده اش .  

انگار همه نیروهای کلان اجتماعی از هم و همه طلبکارند و جامعه مثل خانواده ای شده که پدر و مادرش در حال دعوایند  و به دنبال رو کم کردن جناح مقابلند . خدا شده ملعبه و محل کسب و شعارش به بالاترین حد ،کارمیکنی لذت نتیجشو نمیبری انگار همه داریم به روزمرگی دچار می شویم و روش لذت بردن از زندگی رو فراموش می کنیم . تا اونجایی که ما خوندیم ایرانیها این فرهنگشون نبوده . فرهنگ تفریح و هنر داره دگرگون میشه و آدم ها دچار شوک فرهنگی شده اندو از نظر معنایی دارن به اغما می روند . دیگه خوب و بد مشخص نیست . ملاک ارزیابی فرهنگی جمع نیست آدم ها به صورت اشیای متفرد متفکر درآمده اند و هرچه خود بیاندیشند همان کنند و به آدم های دورو بر خود کاری ندارند. خودپسندی موج می زند. نگرانم و پشیمان   

اگر من ترک ارباب وفا کردم پشیمانم             اگر این گونه با ساقی جفا کردم پشیمانم

من از عمری که با زاهد فنا کردم  ،  من از جوری که در راه خدا کردم پشیمانم

من امشب گوشه ی میخانه می مانم    که داد از ساغر و پیمانه بستانم

به هرجا پا گذارم کینه ها بینم                 هزاران چهره در ایینه ها بینم

چه جایی خوشتر از میخانه بگزینم؟!             من اینجا مست و حیرانم

من امشب گوشه میخانه میمانم که داد از ساغر و پیمانه بستانم

در این جا هر که در دل گوهر ی دارد               دراینجا هر غمی خنیاگری دارد

که در میخانه حتی دشمنت با خود                بجای دشنه در دستش ساغری دارد

در اینجا جز به کوی یار راهی نیست                در اینجا جز مهیب یار شاهی نیست

من امشب گوشه میخانه میمانم که داد از ساغر و پیمانه بستانم

دل تنها

دلم این روز ها کمی تنهاست              روزهایم رفیق ِ بی فرداست

به چپ و راست می روم اما                 نه مرید چپم نه مرشد ِ راست

من که محرومم از محبت دوست             خانه ی مهربانی تو کجاست

چشم های تو را نشان بدهم ؟              هر که ازمن نشان ِ آینه خواست

پند ِ پیشینیان مگر این نیست              که به ما هر چه می رود از ماست

با دل ِ خسته از خسارت عشق              ستم ِ نا روا چگونه رواست

اشتباهات ِعشق در تصویر                  خارج از اختیار آینه هاست

گر نبندیم  دل به  بند ِ صواب              عمل ِ بند بندمان به خطاست

کینه تا چند ، خودسری تا کی             مهربانی  مگر نه حکم خداست

اعتمادی دوباره باید ساخت            به کسانی که سازشان پیداست

دلنشین تر ازین چه می گفتم           تا نگویند نیّت اش نجواست

با همه خستگی ّ و تنگ دلی             آتش افروزی ام همیشه به جاست

نقش تغييرات اجتماعي درتحولات فرهنگي

هر جامعه اي داراي تاريخچه مربوط به خود است و تقريبا هيچ جامعه اي نيست که از آلوده شدن به تغيير در امان مانده باشد. در حالي که بعضي از تغييرات از درون و در چارچوب فرهنگ خودي است . بعضي ديگر محصول ابتکارات بيروني و خارجي است و به طور مستقيم يا غيرمستقيم از عوامل و عناصر بيروني الهام ونشأت مي گيرد. همين طور بعضي از تغييرات برنامه ريزي شده و هدفدار و بعضي ديگر برنامه ريزي نشده و بدون هدف هستند> بعضي از تغييرات يک بار اتفاق مي افتد و بعضي ديگر به کرات اتفاق مي افتد . بعضي از تغييرات اگرچه در يک بعد از فرهنگ ظاهر مي شود ولي در اجزاء ديگر اشاعه مي يابد> در حالي که بعضي تغييرات ديگر قابل اشاعه نيست> از اين رو آشنايي با طبيعت و چگونگي> محتوا > ميزان و جهت تغيير يا تغييراتي که در جامعه در حال وقوع است ضروري مي نمايد و از ديدگاه جامعه شناسان داراي اهميت و ارزش مثبتي است