دلپاره ها
از تمام کسانی که با دیدن مجتبی که مس پا نمی کشد می گویند ((حاج آقا وضوی شما اشکال داشت فراموش کردید مس پا بکشید)) ووقتی پای مصنوعی او را می بینند می گویند تصادف کرده اید و باز دل مجتبی راهی میدان مین می شود . از تمام کسانی که ساکن کوچه شهید .... هستند اما وقتی پیرزنی فد خمیده را می بینند که زنبیل پری در دست دارد و به سختی قدم بر می دارد با حالتی که انگار از بی معرفتی جوانان زمانه رنج می برد می گویند تو را به خدا نگاه کن این پیرزن پسری ندارد که برای تهیه مایحتاج خود اینقدر سختی می کشد ؟و نمی دانند این پیرزان مادر همان شهیدی است که بر عنوان کوچه زده اند . از همه آن هایی که دین دارند اما درد دینداری ندارند . از طرارانی که دیوارشان بلند است و به دنبال دیوار کوتاه می گردند .. از همه عیارانی که از عیاری فقط چاقو ، خال کوبی و یقه باز را می دانند .از همه روشنفکران بی فکر از همه انانی که معتقد به صلحند اما نمی دانند اگر نمی جنگیدیم صلحی در کار نبود .از همه انانی که به خاطر صلح همه چیز می دهند از خاک گرفته تا ناموس و اعتقاد اما خون نمی دهند . از همه انان که مردم را از خود می دانند ولی خود را از مردم نمی دانند از همه آنان که آزادی را معنای لیبر می دانند . از ساکنین کوچه علی چپ ، از تمام تافته های جدا بافته ، از عارفان بی معرفت ، از شیرینی های وارداتی ، از عالمانی که عادل نیستند ، ا ز عادلانی که عارف نیستند ، از عارفانی که عاشق نیستندد ، از عاشقانی که خالص نیستند ، از تمام خون هایی که رنگین ترند ، از کسانی که ریلکس هستند اما آرام نیستند ، از کسانی که نماینده مجلسند نه مردم .از کسانی که بین لاله و کاکتوس فرقی قائل نیستند ، از ناآگاهان جسور ، از آگاهان ترسو از مظلومین ظالم پرور، از ظالمین مظلوم نما از آنان که توجیه می کنند ، از آنان که توجیه می شوند از توجیه از توجیه از توجیه ( ناتمام )
سيد محمد الحسيني