جهان از دیرباز درباره ی این موضوع تصمیم گرفته است: پوشاک زیبا اساس کار است و مرغ را از پرهایش می شناسند. مردم در جایی که ناشناس باشند معمولا به فراخور جامعه و سر و وضع خود مورد احترام قرار می گیرند. ما به نسبت گرانی بهای آنها حکم به ثروت ایشان می کنیم و پایه فهم ایشان را به حدس در می یابیم. بدین سبب هر کس که در بند عظمت خویش است و توانایی دارد، مخصوصا در شهرهای بزرگ و انبوه که هر شخص گمنام در هر ساعت در مقابل یک آشنا، پنجاه بیگانه می بیند، جامه هایی فوق شان خود می پوشد و در نتیجه ی آن، نه به آنچه هست، بلکه به آنچه می نماید، مورد احترام اکثریتی بزرگ قرار می گیرد.

چه خوش گفت صائب تبریزی:

وسعت از دست و دل مردم به منزل رفته است

جامه ها پاکیزه و دلها به خون غلتیده است.